تبليغاتX
ღஜوروجــــــــــــــــــــــــــــــکღஜ

ღஜوروجــــــــــــــــــــــــــــــکღஜ

سلام به بر و بچز........خوش میذگره؟تو پست قبل تعدادی از گل پسرها به متنم آبجکشن زدن ..........منم گفتم یه پست ضد دخترا بدم ......از همه آقا پسرها به خصوص پسر هسمایه می خوام که اتمسفر هوا نگیردشون........نظر یادت نره ها...........

ریحانه با مادرش در رختخواب

درددل می کرد با چشمی پر آب

گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست

زندگی از بهر من مطلوب نیست

گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟

روی دستت باد کردم مادرم!

سن من از پانزده افزون شد

دل میان سینه غرق خون شد

هیچ کس مجنون این لیلا نشد

شوهری از بهر من پیدا نشد

غم میان سینه شد انباشته

بوی ترشی خانه را برداشته

مادرش چون حرف دختش را شنفت

خنده بر لب آمدش آهسته گفت:

دخترم بخت تو هم وا می شود

غنچه ی عشقت شکوفا می شود

غصه ها را از وجودت دور کن

این همه شوهر یکی را تور کن!

گفت دختر مادر محبوب من!

ای رفیق مهربان و خوب من!

گفته ام با وروجکم بارها

من بدم می آید از این کارها

در خیابان یا میان کوچه ها

سر به زیر و با وقارم هر کجا

کی نگاهی می کنم بر یک پسر

مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟

غیر از آن روزی که گشتم همسفر   


با سعیدویاسر وایضا صفر

با سه تاشان رفته بودم سینما

بگذریم از مابقی ماجرا!

یک سری هم صحبت صادق شدم

او خرم کرد آخرش عاشق شدم

یک دو ماهی یار من بود و پرید

قلب من از عشق او خیری ندید

مصطفای حاج علی اصغر شله

یک زمانی عاشق من شد،بله

بعد جعفر یار من عباس بود

البته وسواسی وحساس بود

بعد ازآن وسواسی پر ادعا

شد رفیقم خان داداش المیرا

بعد او هم عاشق مانی شدم

بعد مانی عاشق هانی شدم

بعدهانی عاشق نادر شدم

بعد نادر عاشق ناصر شدم

مادرش آمد میان حرف او

گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!

گرچه من هم در زمان دختری

روز و شب بودم به فکر شوهری

لیک جز آن که تو را باشد پدر

دل نمی دادم به هرکس اینقدر

خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی

                   واقعا که پوز مادر را زدی



نظر ندی نامردی....

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 16:8 توسط وروجـــــــــــک ღ |


یه روز شیطان بعد از مدتها به پیش خدا میره و به خدا

میگه :

 ای خدا انسان رو آفریدی و من رو انداختی بیرون

قبول اشتباه از من بوده ولی در مورد پسر باید بگم که بد

کردی

خدا با تعجب میگه پسر؟؟؟

شیطان:

آره دیگه اونایی که بالاتر از خودشون

 و فرشته هایی مثله دخترا رو نمی تون

          ببینن.

خدا رو کرد به یکی از فرشته ها و گفت:

چند بار گفتم وقتی خاک اضافه میاد باهاش گل بازی

نکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 16:53 توسط وروجـــــــــــک ღ |


سلام دوباره ی وروجک به همه بکس...........

چه خبرا.......دمتون سرد از نظراتون لذت بردن یا نبردن مسئله این است؟؟؟؟؟؟؟
ساری اگه آپ دیر شدا.......از بس امتحان داشتیم........کمپلت مغزمون ترکید.......اه اه اه......از دسته این مدرسه........اعصابم ترکید...........یکی نیست بگه ما با این همه مکشلات چه جوری درس بخونیم........)


             معلم نداريم            
پول نداریم
پول سرویس را باید داد
پول نت و اس ام اس جدا
زيرزمين مدرسه نم كشيده
و سقفش سولاخ
صندلي به تعداد كافي
كلاس براي دانش آموزان
وديگر هيچ …


......من که ذله شدم.......دوست دارم با سر برم تو دیوار
از امتحانامون بگم...........ریاضی که ترکید..........
این قدر سخت بود که مدیرمون تفافق کرد یه بار دیگه بگیره.......

اه از این ادبیات......یکی دیگه قایق می سازه می ندازه به آب(اشاره به شعر قایقی خواهم ساخت سهراب زپرتی)ما باید حظفش کنیم..........اه اه اه....

اونم از فیزیک به ما چه ما به فشار هوا چه کار داریم.....

اون از دینی که انسان با خوندنش مرض قند می گیره و باید انسولین تزریق کنه از بس که شیرینه......در هر حال اون از این و این از اون............
بابا یه خواسته دارم اونم اینه که درباره ی من نظر ندید تو وب...........

برا متنا نظر بذارید.............

واسه این که این موضوع باعث

دل خوری شنوندگان نشه می خوام این پست و تدقیم همه کنم......

آقا سوالا اینه...........


1)نظر شما در مورد وروجک چیست؟


2)آرامگاه سعدی کجاست؟


الف)خونمون       ب(خونشون          ص)تو حیاط           د)اتاق تمساحا
در پاسخ به این سوال می تونید درباره ی اخلاقیات رفتاریات حرفیات آهن آلات و پلاستیک خریداریم.......ه ه ه
شوخی کردم...........هر چی می خواید بگید.......خلاسه نزرطونو بگید در باره ی این وروجک
در این امر می تونید منو امر به معروف و نهی از منکر کنید.............(اثرات حمار زدن در فصل امتحانات)ه ه ه
راستی از بابت بعضی نظرا مذعرت می خوام....مثله نظرای ریحانه........بابا یکی نیست بگه
تو ساندویچ و سینبوسه می لومبونی چرا می آی تو وب من می نویسی؟
هوس شیرینی می کنی به من چه؟
با یکی قهریدی به من چه؟
اصلا در کل به من و تو چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این ریحانه(لازم به ذکر است در مدرسه داروگ نامیده می شود یعنی قورباغه ی درختی که نماد آزادیه )در کل می توان گفت فردی چتره که این بساطشو در بی بساطیه ما پهن کرده(آرایه ی متناقض نما یا پارادوکس) و
 می خواد هیکل منم خراب کنه........از بس میریزه تو حلق این وروجک..........
ولی در کل دوس جونمه دیگه.....دوسش دارم هوارتا
..........
دیگه همین دیگه..........زود می آما.......بای تا قبل.............
!وروجک که قابل نیست ولی ریحانه خاک پاتونه........

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 16:42 توسط وروجـــــــــــک ღ |


امشب دل وروجک در حد بندسلیکا

 گرفته!!!!!!!!

می پرسی چرا؟؟؟چون چه چسفیده به را.......

از بی وفایی این روزگار...

از این که چه قدر تهنام............چه قدر تهنایی سخته..........

چه قدر این دنیا راحت حال آدم و می گیره..............!!

از این که به کسی تکیه کنی و بعد ییهو پشتتو خالی کنه

 و چنان با سر بیای زمین که نفهمی از کجا خوردی...........

این که واسه یه نفر از جون و دلت مایه بذازی بعد.........

به خاطرش جلوی همه وایسی بگی ما

می خوایم با هم باشیم ولی...............

از تمامی خوانندگان می خوام فکر بد نکنند.....

فرته زرشک بابا کی گفته این یاروهه

 پسره که تو بل می گیری؟؟)

چی بگم؟؟؟اصلا نمی تونم بگم.........

چه قدر آدمای بی مرعفت زیادند...........

چه قذه آدمایی که ادعای اسحاس

 می کنند راحت از احساس یکی دیگه میذگرند..........

و چه قدر آدما به هم دروغ می گن؟؟

چه قدر حرف دل آدما با زبونشون فرق فوکوله!!!

اصلا از این دنیا بدم می آد؟؟؟؟؟همش نامردیه!!!

همش تو یه کمله خلاصه می شه

:نامردی و بی مرعفتی(البته دو تا کمله شدا......)

از ما که گذشت............امروز داشتم به دوس جونم

 می گفتم اینارو..........اونم می گفت.......

به حرفشون رسیدم....کاشکی نمی رسیدم....

تو راه بودم خوش بودم..........سوار لاک پشت بودم.......

آخه چه قدر دل وروجک بکشنه؟؟؟؟؟

یکی نیس بگه بابا این مثله همه نیس........

من که یادم نمی ره............

بابا اون که یه وقتی تهنا کسم بود

تهنا پناه دل بی کسم بود......

تهنام گذاشتو رفت از کنارم .........

از درد دوریش من بی قرارم....

اصلا بره...بره با دوست جوناشباشه.....

با کسایی که براش بیشتر از وروجک براش مایع می ذارن.....

بره اصلنم فرکشو نکنه......وروجکم خدایی داره........

.نو پرابلم.........آه ه ه ه ه

ولی دلمو در حد تیم ملی شکوند..........

امیدوارم خدا دلشو نکشونه...........

تقاضا:کسی هست برای من سینبوسه بخره؟؟

ساندویچ کابلاس!چلکات؟؟

آخه اون همیشه برام می خرید............

وای سینبوسه............

دیگه بای...........

(هیچ وقت دوساتونو تهنا نذارید

 حتی اگه اونا تهناتون گذاشتن........)

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 23:14 توسط وروجـــــــــــک ღ |


.... سلام بی سلام!

الان می گی وا!!!واسه چی؟؟

چون خیلی که نه یخده بی معرفتید....بابا نظراتون کو؟؟؟

هان؟؟

من و باش که از هر فرصتی واسه نوشتن متن استفاده می کنم...

اون موقع شما می آید تو

وب لاگ یخده نظر ندیدا....می خوام ببینم ازت کم می شه

یه نظر تلپی بسندی؟؟؟

اولا بذارید جواب این آقا امید و بدم که هی می آد

 مثه نخود نظر می ده!!

نییدونم کی به این پسریکه گفته بیا نظر بده...

آخه یخده قاطی داره....

یه بار می آد می گه

به به وب لاگت عالیه...ترکوندی.....

یه بار می آد می گه بابا اینا چیه؟؟جمع کن کاسه پشقابتو!

در این رابطه باید بگم:

1)اولا آقا امید زرنگی من کاسه پشقابمو

 جمع کنم که تو ولو کنی؟؟

برو یخده اون ور تر ولو کن.

این جا سه شنبه بازار که نیست....

ها ها ها

2)دوما ایت ایز نات یور بیزینس!!!

دوست دارم اینارو بنویسم اصلا کی

گفته تو بیای بخونی هان؟؟؟

هر موقع احتیاجی به نخود داشتم صدات می کنم!!

3)سوما اینکه می بینم که توام رفتی قاطیه باقالیا......

وب لاگ خزه خودتو دیدی!!زنده باد تهنایی.....

مخصوصا اون اولیش.....خدایی با اون

قالبت صفحه رو خراب کردی!!!نارنجی ای

که مایل به بنفش گل قرمزه....ها ها ها

4)دفعه ی آخری باشه پاتو تو

کفشه وروجک می کنیا....

چون سایزش به پات نمی خوره ممکنه با سر بیای پایین....

5)یه بار دیگه این جوری ابراز وجود کنی میدم

در وب لاگتو واست تخته کنن روش بنویسن

تا اطلاع ثانویه درش تختس....لفطا مزاحم نشین....

6)یه بار دیگه خودتو بچسبونی به سپیده

 می دم کلتو ببرنا............

با دوس جونم چه کار داری؟؟هان؟؟

7)چون یخده جوونی و ممکنه بری سر خورده شی

 و خودکشی کنی از این به بعد خواستی واسه وروجک

ابراز وجود کنی نیا جلو جمع چون ضایع می شی....

آی دی مو از سپیده بگیر..

اگه مردی بیا تا بت بگم حلوا کیلو چنده؟؟؟

در آخر از همه ی کسانی که منو تو

ساخت این وب لاگ هم راهی کردن تشکر

 نمی کنم...چون خودم بودم و خودم......ها ها ها

دیگه همین دیگه.......تا پیغام بعدی بای بای

+ نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387 13:37 توسط وروجـــــــــــک ღ |


مثله اینه بعضی از بچز هنوز به وروجک بودن

 وروجک اعتقاد ندارن نه؟؟؟

حالا من یه چی می گم تو بل نگیرا.....................

اینم یه نمونه...........

چند روز پیش که داشتم در نت یک گشتی می زدم

 ییهو به عکس این برادر عزیزم(میلاد بیک خواننده ی پاپ)

بر خوردم.....دیدم خیلی کلاس گذاشته منم

 با یه عملیات یه کار کردم دیگه هوس نکنه

 از این فیگورا واسه وروجک بیاد....ها ها ها

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 22:40 توسط وروجـــــــــــک ღ |


یکی پسرا راست می گند یکی پینوکیو

یکی پسر ا مهربونند یکی خرس مهربون

یکی پسرا قشنگ راه میرند یکی تنسی تاکسی۲

یکی موهای پسرا قشنگه یکی آنه شرلی

یکی خونه شما (پسرا ) قشنگه یکی خونه مادربزرگه

یکی  پسرا سفیدند یکی سفید برفی

یکی گوشهای پسر ا قشنگه یکی گوشهای زیزی گولو

یکی پسرا خوشگلند یکی پلنگ صورتی

یکی پسر ا زبلند یکی ملوان زبل

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 22:6 توسط وروجـــــــــــک ღ |


 
وروجک را هست كفشي ز عصر حجر / كه ميراث مانده ز جد پدر

شريك غمش بوده و شاديش / به پا كرده در جشن تولدش

خدايش بيامرزد آن زنده ياد / كه از خود هم اين ارث بر جا نهاد

چو هي ميبرم پيش هر پينه دوز / ز مغزش پريده است برق و فيوز!

بود چون كه جان سخت چون كرگدن / بپوشم به هر گاه و بيگاه من

هر آنچه ز وزنش گويم كم است / كه سنگين چنان كله رستم است

ز پايم بود چند سانتي گشاد / چو پاپوش افراسياب و قباد

مرتب به پايم لخ لخ كند / ندارد چو كف پاي من يخ كند

ز بس خورده اقسام واكس و پماد / مرا رنگ اصلش نيايد به ياد

ولي من ز باباي جنت پناه / شنيدم كه رنگش بوده سياه

بسي نعل خورده است بر تخت آن / شاه سم قاطر پادگان!

به هر سوي آن خورده صد دانه ميخ / فرو ميرود توي پايم چو سيخ

همي‌ترسم آخر به جرم قاچاق / كه مامور گردد برايم براق

كه اين جزو آثار تاريخي است / چرا كه خطوط تهش منحني است

اگر عمر باقي است، سال دگر / سپارم من آن را به امواج بحر

كه تا همچو زورق همراه باد / رود گويي اصلا ز مادر نزاد

و يا ميزنم واكس بر رويه‌اش / گذارم سپس داخل موزه‌اش

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 21:22 توسط وروجـــــــــــک ღ |


طريقه فحش دادن افراد مختلف

    

 @ يك وكيل مجلس اين طور فحش مي‌دهد:

 

احمق بي‌قانون، كودن، بي اعتبارنامه، تو از موقعیت اخلاقيت سوء استفاده كردي. بدتركيب، ‌قيافه

كبود. ديگه اعتمادم ازت سلب شد. ديگه دوستي من و تو وخيم شد. مرده‌شور آن صداي زنگوله مانندت

رو ببرد. يه جلسه ديگه جلوي چشمم بياي استيضاحت مي‌كنم !

 

@ يك افسر این طور فحاشي مي‌كند:

 

زنيكه بي‌انضباط. اي توپ، اي مسلسل، شمشير توي فرق سرت بخوره،بي ركاب. آجر نظامي

توي سرت بخورد ، چخماق ، الهي توي صف مرده‌ها بري !

 

@ يك كارمند اداره مي‌گويد:

 

خفه شو، پرونده ناقص، الهي اسمت جزو فوت شدگان به آن دنيا ارسال بشه، الهي

تو قبرستون براي هميشه بايگاني بشي، لامذهب، بي دين، مديركل! الهي از اين دنيا اخراج شي!

 

@ يك درشكه‌چي :

 

، حيوون عليشاه، مگر اينجا طويله است؟ لامروت مثل خيابان سنگفرش مي‌مونه!

آقا مي‌گيرم شوتت مي‌كنم كه دو كورس اون طرف‌تر

بيايي پايين!

 

@ يك خياط:

 

اي بي قواره، بد برش، بي آستر. به خدا چاك دهنتو  مي‌دوزم. گوشاتو قيچي

مي‌كنم .

مرده‌شور صورت آبله‌اي سوزن سوزنيت را ببرن، در عالم رفاقت صد دفعه پروت  كردم اما بازم ناصاف از

آب دراومدي. خوبه، بسه ديگه، جلوي حرفاتو را درز بگير... باشه، باشه اين بود اجرت. بيست سانتيمتر

دوستي من كه حالا با دو ذرع و سه چارك قد،‌ قلبمو بشكافي؟

 

@ يك بازاري محتكر:

 

دِهه... چك بي‌محلو نگا كن. سیفته سوخت شده رو ببين. دلال مظلمه رو بپا ! مرديكه، پنجاه و سه

پارچه آبادي كه دارم توي سرت بخوره، الهي زير ماشين بيوك بري، خير نديده بي‌اعتبار، درد و بلاي سرقفلي‌هام

بخوره توي كاسه سرت. محتكر حماقت و لجاجت! برو حجره‌ات را تخته كن عمو

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 21:15 توسط وروجـــــــــــک ღ |


                 گر بميرد دختری  ترشيده شود پسري

                 گر بميرند دختران ليته شود كل جهان

                  گر بميرد پسري يك بي وفا كم مي شود

                 گر بميرد پسران دنيا وفادار مي شود

                 گر بمیرد پسری بر قبر او روید گلی

                 گر بمیرند پسران دنیا گلستان میشود

              گر بمیرد دختری یک با مرام کم میشود

              گر بمیرند دختران دنیا بی مرام میشود

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 21:5 توسط وروجـــــــــــک ღ |